بیشتر بخوانید

میدانید مردان چگونه ابراز علاقه میکنند؟

میدانید مردان چگونه ابراز علاقه میکنند؟

راه حل کاهش دخالت خانواده ها در زندگی مشترک

راه حل کاهش دخالت خانواده ها در زندگی مشترک

جملاتی که زنان نمیدانند ولی برای مردان آزار دهنده است

جملاتی که زنان نمیدانند ولی برای مردان آزار دهنده است

اشتباهات شایع زنان در زندگی مشترک

اشتباهات شایع زنان در زندگی مشترک

ابراز علاقه در دوران نامزدی چگونه باشد بهتر است؟

ابراز علاقه در دوران نامزدی چگونه باشد بهتر است؟

دلایلی که باعث میشود زن و شوهر بهم خیانت کنند

دلایلی که باعث میشود زن و شوهر بهم خیانت کنند

کارهایی که باعث دلسردی همسرتان می شود

کارهایی که باعث دلسردی همسرتان می شود

مزایا و معایب جدی دوستی در فضای مجازی

مزایا و معایب جدی دوستی در فضای مجازی

رفتار درست با مرد پرخاشگر و شوهری که دست بزن دارد

رفتار درست با مرد پرخاشگر و شوهری که دست بزن دارد

نکات مهم قبل از ازدواج با مرد کوچکتر از خودتان

نکات مهم قبل از ازدواج با مرد کوچکتر از خودتان
ترک خانه شیوه ای بدون دردسر و جایگزین طلاق
مردانی که یا از خانه رانده شده اند یا برای اینکه آسیب روانی به فرزندانشان نرسد مجبور به ترک خانه شده اند، چیزی شبیه به طلاق بدون درگیر شدن با دردسرهایش.

روشی که‌جایگزین طلاق میشود

زندگی مشترک مشکلاتی دارد که‌اگر راه‌کنار آمدن با آنها را نیاموزیم چاره‌ای جز طلاق و جدایی باقی نمی ماند . طلاق گرچه‌خلاصی از یک زندگی پر دغدغه‌است اما هزاران دغدغه‌و مشکل جدید را پیش روی زوجین قرار میدهد . در عصر جدید طلاق با دوندگی و مشکلات زیادی همراه‌است که‌همین امر موجب میشود تا عده‌ای راهی آسان تر و بی دردسرتر از طلاق پیش بگیرند . وقتی زندگی به‌بن بست میرسد زوجین یا طلاق می‌گیرند یا مثل بسیاری از زوج ها، بی جاری شدن صیغه‌طلاق، خانه‌و خانواده‌را رها می‌کنند و می‌روند. هم زنان این چنین وجود دارند و هم مردان ِ از این جنس که‌البته‌در فرهنگی که‌همواره‌بر ماندن و تاب آوردن زنان تاکید می‌کند، ترک منزل از سوی زن را کمتر می‌پذیرد.

با این حال خانواده‌را رها کردن و رفتن از سوی مردان نیز کاری قبیح است که‌مجازات های قانونی نیز در پی دارد، زیرا آنها با پشت کردن به‌خانواده‌ای که‌نسبت به‌آنها مسئولیت دارند، زمینه‌به‌عسر و حرج (سختی) افتادن آنها را مهیا کرده‌اند.

هفته‌گذشته‌نزدیک به‌هشت نفر را دیده‌ام که‌توی ماشین خوابیده‌اند. پدیده‌ای که‌هر روز پررنگ تر می‌شود. مردانی که‌یا از خانه‌رانده‌شده‌اند یا برای اینکه‌آسیب روانی به‌فرزندانشان نرسد مجبور به‌ترک خانه‌شده‌اند. چیزی شبیه‌به‌طلاق بدون درگیر شدن با دردسرهایش.

صندلی ماشین را تا آخر خوابانده‌و زیر کاپشنش مثل مسافری خسته‌و کلافه‌در هاله‌ای از بخار پشت شیشه‌ها، به‌خوابی عمیق فرو رفته‌است. سرمای صبحدم پاییز، استخوان آدم را هم درد می‌آورد. اما او مسافر نیست؛ او را همه‌عابران دم صبح می‌شناسند. پلاک ماشینش هم می‌گوید که‌او تهرانی است.

اغلب این ساعت ها برای پیاده‌روی به‌پارک کوروش در خیابان شریعتی می‌روم. ضلع غربی پارک که‌به‌خیابان جلفا راه‌دارد، محوطه‌خوبی برای ورزش است. از زن و مرد گرفته‌تا پیر و جوان برای پیاده‌روی و ورزش به‌این پارک محلی می‌آیند؛ من هم جزو یکی از آنها. تا یادم نرفته‌بگویم پیاده‌روی صبحگاهی گذشته‌از هر چیز خوب، یک فایده‌خوب دیگر هم دارد؛ در این ساعت ها انگار آدم دور و برش را بهتر و شفاف تر می‌بیند و به‌قول نویسنده‌ای فکرهای خوبی هم به‌سرش می‌زند.

شیوه‌جایگزین طلاق

زندگی در ماشین و ترک خانه‌به‌جای طلاق

اپیزود اول
در چند روز گذشته، دست کم دو - سه‌راننده‌را دیده‌ام که‌پشت فرمان خوابیده‌اند. یکی از آنها پای ثابت خیابان کنار پارک است. پیکان سفید رنگی که‌ساعت 8 صبح، شیشه‌ها را با پارچه‌سفیدی پوشانده. هیچ چیزی معلوم نیست. پلاک ماشین مربوط به‌یکی از شهرهای حاشیه‌تهران است. چند روز اول فکر می‌کردم شاید مسافر باشد ولی دیروز فهمیدم اشتباه‌کرده‌ام. صاحبش داستانی دارد دراماتیک تر از رمان های روس؛ مردی 65 ساله‌با قد بلند و موهای پرپشت سفید. چهار ستون بدنش از من سالم تر است. وقتی همکلامش می‌شوم که‌از نانوایی برگشته‌و از صندوق عقب ماشینش سفره‌و استکان و پنیر بیرون می‌آورد.

بی خیال ورزش می‌شوم و یکراست می‌روم کنار سوژه. سلام می‌دهم و می‌گویم چند روزی است که‌شما را می‌بینم توی ماشین خوابیده‌اید، می‌توانم بپرسم چرا؟

انگار که‌از سؤال بی مقدمه‌من جا خورده‌باشد، چند لحظه‌ای خیره‌می‌ماند و با خنده‌می‌گوید:«پسرم مفتشی یا فضول؟» من هم با خنده‌می‌گویم هیچ کدام، خبرنگارم. در جواب می‌گوید:«نکنه‌پرده‌های ماشین و خوابیدن من توی این آلونک آهنی برایت جالبه؟ پس دوربین و میکروفنت کو؟» پیش خودم می‌گویم یالا تا پشیمان نشده، بنشین پای حرف هاش.

خب من باید چی بگم؟

چند روزی هست پیاده‌روی می‌کنم و شما را اینجا می‌بینم، چرا توی ماشین می‌خوابین؟

از بدبختی، از بیچارگی.

مگه‌خانه‌و زندگی ندارین؟

چرا دارم ولی چند ماهی هست که‌از خونه‌بیرون زدم. راستش رو بگم زنم از خونه‌بیرونم کرده.

چرا؟

میگن سرپیری و معرکه‌گیری، قضیه‌منه. بعد از اینکه‌بچه‌ها سر و سامون گرفتن و رفتن سر خونه‌و زندگی، اختلاف من و زنم هر روز بیشتر شد. زنم هر روز بهم گیر می‌داد که‌برو سرکار، حقوق بازنشستگی کفاف زندگی رو نمیده. البته‌با ولخرجی هایی که‌می‌کنه‌معلومه‌جواب نمیده. افتاده‌تو خط مُدبازی. هر روز با این تورهای مسافرتی دو - سه‌روزه‌این ور و انور میره. اصلاً نه‌غذایی درست می‌کرد نه‌به‌فکرم بود. چندباری هم کاسه‌و بشقاب سمتم پرت کرد که‌یکبار سرم شکست.

پیرمرد برای چند لحظه‌ای سکوت می‌کند و دستش را روی پیشانی اش می‌کشد. انگار یادآوری اتفاقات گذشته‌آزارش می‌دهد. شاید هم خجالت کشیده‌که‌دارد حکایت زندگی اش را برایم تعریف می‌کند. جای پدر بزرگ من است. نمی دانم چطور دلداری اش بدهم. تنها کاری که‌از دستم برمی آید این است که‌از فلاسکی که‌روی صندوق عقب گذاشته‌برایش چای بریزم.

بعد از نوشیدن جرعه‌ای از چای، ادامه‌حرفش را می‌گیرد:«با زنم اختلاف داشتیم ولی نه‌اینقدر، به‌خاطر بچه‌ها کاری به‌کارش نداشتم. کوتاه‌می‌اومدم. آنقدر غرغر کرد که‌از زندگی خسته‌شدم. چندباری منو از خونه‌بیرون کرده‌بود ولی به‌بهونه‌ای برمی گشتم. این بار قفل در رو عوض کرد. فقط تونستم لباس هام و پتو و فلاسک و چند تکه‌ظرف بردارم. از ترس اینکه‌اگر توی ماشین بخوابم و آشنایی منو توی این وضعیت ببینه، اومدم تهران و اینجا رو پیدا کردم. اینجا هم خلوته‌هم آب و سرویس بهداشتی داره.»

سخت نیست این طور زندگی کردن؟

سخته‌ولی چاره‌ای ندارم.

بچه‌هات می‌دونن؟

هفته‌پیش فهمیدن ولی مادرشون حتی اونا رو هم راه‌نمیده. فکر کنم دیوانه‌شده.

بعد می‌زند زیر قهقه‌و می‌گوید:«اینم شانس منه‌که‌آخر عمری توی کوچه‌و خیابون بخوابم. من کارمند اداره‌بودم. برای خودم آدمی بودم. سرنوشت رو می‌بینی پسر!»

احساس می‌کنم سؤال پیچ کردن پیرمرد ناراحتش می‌کند. تنها با او همدردی می‌کنم و با جملات مبهم و بی سر و تهی که‌حتی خودم معنی شان را نمی فهمم از او خداحافظی می‌کنم.

اپیزود دوم
در طول مسیر پیاده‌روی مدام فکر می‌کنم که‌چطور می‌شود در این سن و سال کسی مرد زندگی اش را آلاخون والاخون کوچه‌و خیابان کند. هنوز به‌جوابی نرسیده‌ام که‌به‌سوژه‌دوم برمی خورم. مرد جوانی که‌در خودرو مدل بالایی به‌خواب عمیق فرو رفته. ماشین روشن است و بخاری اش کار می‌کند. برای تکمیل شدن گزارشم مجبورم مدام خیابان جلفا را بالا و پایین کنم تا راننده‌از خواب بیدار شود. سربالایی خیابان نفسم را می‌برد. چاره‌ای ندارم. بالاخره‌بعد از 40 دقیقه‌نشانه‌ای از بیدار شدن مرد جوان را از دور می‌بینم. از ماشین پیاده‌می‌شود و آبی به‌صورتش می‌زند. بعد می‌رود سروقت گوشی اش. نمی دانم چه‌چیزی می‌خواند و ناشتایی لبش را باز می‌کند به‌ناسزاگویی «پدر سوخته... چی از زندگیم می‌خواد، نمی دونم!»

در نقش یک شهروند وظیفه‌شناس به‌مرد جوان می‌گویم که‌اعصابت را اول صبحی خرد نکن، همه‌از این مشکلات دارند، باید کوتاه‌آمد و... اما حرف ها، به‌جای اینکه‌آب روی آتش باشد، نفت می‌شود روی شعله‌های سرکش. گر می‌گیرد. انگار منتظر کسی بوده‌که‌درد دلش را سر او آوار کند. من هم که‌جلویش حاضر و آماده‌ام:

«غلط کردم عاشق شدم. زن می‌خواستم برای چی؟ برای اینکه‌به‌زندگیم سر و سامون بده‌نه‌اینکه‌بشه‌بلای جون. به‌خدا بدبخت شدم. اینکه‌نشد زندگی. هر روز دعوا دعوا، قهر، بزن بزن. بچه‌هام از دستمون عاصی شدن. برای اینکه‌بچه‌ها بیشتر اذیت نشن از خونه‌بیرون می‌زنم که‌دعوامون به‌جای باریک نکشه. وگرنه‌یا باید بزنم خودمو بکشم یا اونو. هر دو - سه‌روز کارم این شده‌سر شب بزنم بیرون توی ماشین بخوابم. اگه‌یکی ببینه‌آبروی خودم که‌هیچ، آبروی بابام هم میره.»

به‌نقشم ادامه‌می‌دهم و سعی می‌کنم مرد عصبانی را آرام کنم. می‌ترسم سکته‌کند و روی دستم بیفتد.

آقا همه‌از این مشکلات دارن. خیلی ها را می‌شناسم که‌از کوره‌درمیرن و از خانه‌می‌زنن بیرون.

من توی زندگیم هیچ چیز کم نذاشتم. خونه‌دارم، ماشین دارم، سفر خارجی می‌ریم ... خواهر و مادرم شدن بهونه‌این زن. می‌شینه‌و پا می‌شه‌پشت سرشون حرف می‌زنه. نمی دونم این چه‌حکمتیه‌که‌فقط فامیل مرد نفهم و بدنیت از آب درمیاد!

خب شما از این گوش بگیر و از اون گوش در کن.

اصلاً خودت زن داری؟

نمی دانم راست بگویم یا دروغ. ناخواسته‌می‌گویم نه. همین دروغ کافی است که‌دستی به‌شانه‌ام بزند و بگوید:«هر وقت زن گرفتی، به‌حرف من می‌رسی رفیق! جای تو باشم، زن نمی گیرم. الان آزادی و درگیر زن و بچه‌نیستی. جای من باشی سر به‌کوه‌و دشت میذاری.» بعد سوار ماشینش می‌شود و می‌رود.

امروز به‌جای پیاده‌روی و ورزش بیشتر انتظار کشیده‌ام و درد دل شنیده‌ام. دروغ نباشد، هفته‌گذشته‌نزدیک به‌هشت نفر را دیده‌ام که‌توی ماشین خوابیده‌اند. پدیده‌ای که‌هر روز پررنگ تر می‌شود. مردانی که‌یا از خانه‌رانده‌شده‌اند یا برای اینکه‌آسیب روانی به‌فرزندانشان نرسد مجبور به‌ترک خانه‌شده‌اند. چیزی شبیه‌به‌طلاق بدون درگیر شدن با دردسرهایش.

این مردان به‌جای کتک کاری یا بیرون کردن همسران از منزل، راه‌دیگری را انتخاب کرده‌اند؛ آسیب زدن به‌خود دور از چشم دیگران. آنها حتماً به‌زنی هم فکر می‌کنند که‌چند وقت پیش مرد خانه‌و بچه‌هایش را قیمه‌قیمه‌کرد. آنها کم نشنیده‌اند که‌«سم می‌ریزم توی غذا همه‌رو یکجا نفله‌می‌کنم.» آنها دیگر تاب ماندن در خانه‌ندارند. شاید روزی روزنه‌امیدی پیدا شد.

بیشتر بخوانید

راه درست بازگشت به زندگی بعد طلاق

راه درست بازگشت به زندگی بعد طلاق

مهم ترین بخش شناخت خانواده ها قبل ازدواج

مهم ترین بخش شناخت خانواده ها قبل ازدواج

اشتباهی که همه دخترها در انتخاب همسر مرتکب می شوند!

اشتباهی که همه دخترها در انتخاب همسر مرتکب می شوند!

متولدین هرماه سال عشق را چگونه می بینند ؟

متولدین هرماه سال عشق را چگونه می بینند ؟

آیا ازدواج پایان عشق است؟

آیا ازدواج پایان عشق است؟

اصلی ترین تفاوت عشق و دوست داشتن

اصلی ترین تفاوت عشق و دوست داشتن

آسیب های جدی دوستی های خیابانی

آسیب های جدی دوستی های خیابانی

جملات عاشقانه ای که هر زنی دوست دارد از مردش بشنود

جملات عاشقانه ای که هر زنی دوست دارد از مردش بشنود

رفتارهای غلط زن و مرد در روابط زناشویی

رفتارهای غلط زن و مرد در روابط زناشویی

پیامک هایی که نباید به مردان بفرستید

پیامک هایی که نباید به مردان بفرستید
مشاهده

مطالب بیشتر در روابط عاطفی

ازدواج با این مردان عاقبت خوشی ندارد !

ازدواج با این مردان عاقبت خوشی ندارد !

دخترانی که قربانی پیشنهادی دروغین می شوند

دخترانی که قربانی پیشنهادی دروغین می شوند

کلید موفقیت در روابط زناشویی

کلید موفقیت در روابط زناشویی

رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج خوب یا بد؟

رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج خوب یا بد؟

بهترین رفتار با همسر پشیمان از خیانت

بهترین رفتار با همسر پشیمان از خیانت

حقایقی بیشتر از ازدواج

حقایقی بیشتر از ازدواج

همسر افسرده تان دوست دارد بدانید که ...

همسر افسرده تان دوست دارد بدانید که ...

از اولین روز زندگی متاهلی این طور رفتار کنید بهتره

از اولین روز زندگی متاهلی این طور رفتار کنید بهتره

دوست خوب سلامت شما را تضمین می کند

دوست خوب سلامت شما را تضمین می کند

عاقبت دوستی های نافرجام و راه حل مشکل

عاقبت دوستی های نافرجام و راه حل مشکل

مطالب مرتبط

تفریحات مهراب قاسم خانی و خانواده اش در چین + تصاویر

تفریحات مهراب قاسم خانی و خانواده اش در چین + تصاویر

طرز تهیه پیتزای مرغ بدون خمیر

طرز تهیه پیتزای مرغ بدون خمیر

داستان غم انگیز و عاشقانه فاطمه و مرد جوان

داستان غم انگیز و عاشقانه فاطمه و مرد جوان

قصه کودکانه و زیبای آپارتمان حیوانات

قصه کودکانه و زیبای آپارتمان حیوانات

ضرب المثل های جالب مشهدی

ضرب المثل های جالب مشهدی

تکیه کلام جالب گزارشگران فوتبال لحظات حساس+تصاویر

تکیه کلام جالب گزارشگران فوتبال لحظات حساس+تصاویر

داستان تحقق یه رویای دست نیافتنی

داستان تحقق یه رویای دست نیافتنی

ماجرای عکس این 2 شهید چیست؟

ماجرای عکس این 2 شهید چیست؟

دانشجوی انصرافی که میلیاردر شد! + تصاویر

دانشجوی انصرافی که میلیاردر شد! + تصاویر

رضا عطاران از دراکولا تا ترس های زندگی اش + تصاویر

رضا عطاران از دراکولا تا ترس های زندگی اش + تصاویر

چجوری باید فال حافظ واقعی آنلاین گرفت ؟

چجوری باید فال حافظ واقعی آنلاین گرفت ؟

کلیپ جدید رضا هلالی و حامد زمانی برای امام رضا(ع) + دانلود صوت

کلیپ جدید رضا هلالی و حامد زمانی برای امام رضا(ع) + دانلود صوت

طرز تهیه چیکن تیکا ماسالا

طرز تهیه چیکن تیکا ماسالا

زندگی خصوصی شقایق دهقان ومهراب قاسمخانی +عکس فرزندانشان

زندگی خصوصی شقایق دهقان ومهراب قاسمخانی +عکس فرزندانشان

گفت وگوی خواندنی با “علی مسعودی” پدیده خندوانه

گفت وگوی خواندنی با “علی مسعودی” پدیده خندوانه

متن و ترانه بنویس از علی لهراسبی + دانلود

متن و ترانه بنویس از علی لهراسبی + دانلود

مرجع کامل مشخصات برلیانس h330 و h320 پارس خودرو

مرجع کامل مشخصات برلیانس h330 و h320 پارس خودرو

تفاوت شستن ظرف با دست و ماشین ظرفشویی

تفاوت شستن ظرف با دست و ماشین ظرفشویی

دردسر عجیب برای زن جوان در کارواش! + عکس

دردسر عجیب برای زن جوان در کارواش! + عکس

برگه جریمه جالب ماشین لوکس! + عکس

برگه جریمه جالب ماشین لوکس! + عکس