بیشتر بخوانید

میدانید مردان چگونه ابراز علاقه میکنند؟

میدانید مردان چگونه ابراز علاقه میکنند؟

راه حل کاهش دخالت خانواده ها در زندگی مشترک

راه حل کاهش دخالت خانواده ها در زندگی مشترک

جملاتی که زنان نمیدانند ولی برای مردان آزار دهنده است

جملاتی که زنان نمیدانند ولی برای مردان آزار دهنده است

اشتباهات شایع زنان در زندگی مشترک

اشتباهات شایع زنان در زندگی مشترک

ابراز علاقه در دوران نامزدی چگونه باشد بهتر است؟

ابراز علاقه در دوران نامزدی چگونه باشد بهتر است؟

دلایلی که باعث میشود زن و شوهر بهم خیانت کنند

دلایلی که باعث میشود زن و شوهر بهم خیانت کنند

کارهایی که باعث دلسردی همسرتان می شود

کارهایی که باعث دلسردی همسرتان می شود

مزایا و معایب جدی دوستی در فضای مجازی

مزایا و معایب جدی دوستی در فضای مجازی

رفتار درست با مرد پرخاشگر و شوهری که دست بزن دارد

رفتار درست با مرد پرخاشگر و شوهری که دست بزن دارد

نکات مهم قبل از ازدواج با مرد کوچکتر از خودتان

نکات مهم قبل از ازدواج با مرد کوچکتر از خودتان
داستان جالب از یک عروسی
عروسی، مراسمی سنتی یا آیینی است که طی آن آغاز یک ازدواج و زندگی مشترک یک زوج جشن گرفته می شود.

حضور ونقش غریبه‌ها دربرگزاری مراسمات عروسی

هدف از گرفتن مراسم عروسی این است که‌زن و شوهر طی مراسمی مسرت بخش آغاز زندگی مشترکشان را به‌آشنایانشان اعلام کنند و آنها را در شادی این رویداد زیبا با خود همراه‌کنند. اما چه‌بسیارند عروس و دامادهایی که‌با مقدم شمردن افراطی دیگران، به‌این همراهان موقتی اجازه‌می‌دهند که‌فرصت چشیدن طعم شیرین این روزهای به‌یاد ماندنی را از آنها بگیرند!

اردیبهشت ماه‌بود. یک جمعه‌شب نیمه‌ابری با رگبارهایی که‌مدام قطع و وصل می‌شد. ما، یعنی من و مسعود، به‌همراه‌خانواده‌های هر دو طرف برای شام به‌پارک رفته‌بودیم. بعد از شام که‌زحمت آن را مادرهایمان کشیده‌بودند، پدر مسعود دوباره‌سر حرف تاریخ عروسی را باز کرد. پدر من هم در تأیید اینکه‌ما نباید بیشتر از این عقد باقی بمانیم پی حرف را گرفت و برادر کوچکم را فرستاد تا از ماشین تقویم را بیاورد. تقویم که‌آمد دوباره‌رایزنی ها شروع شد. مادر من خرداد را مناسب نمی دانست چون چند تا از فامیل هایمان قبلاً سفارش داده‌بودند که‌در این ماه‌چند تا عروسی دارند و آخر هفته‌خالی ندارند. از صحبت های مادر و خواهر مسعود هم فهمیدیم که‌تیر ماه‌هم فرصت خوبی برای عروسی گرفتن نیست چون فلان فامیل زایمان می‌کند، فلانی سفر است، آن یکی پسرش کنکور دارد نمی آید و ... خلاصه‌بعد از کلی کش و قوس کاشف به‌عمل آمد که‌سه‌شنبه‌5/5/95 شبی است که‌هیچ یک از فک و فامیل دو طرف برنامه‌ای ندارد. من و مسعود که‌دیگر از این بحث تکراری خسته‌شده‌بودیم و زورمان هم به‌خانواده‌هایمان نمی رسیدیم همین تاریخ را گرفتیم و چسبیدیم.

جهاز بُرون

از فردای آن روز بازار گردی های من و مادرم دوباره‌شروع شد. در این یک سال عقد، تقریباً همه‌جهیزیه‌ام را خریده‌بودیم ولی مادرم معتقد بود که‌هنوز چیزهایی کم است. هر روز به‌همین ترتیب می‌گذشت تا اینکه‌تیرماه‌به‌نیمه‌رسید. شنبه‌صبح بود که‌جهیزیه‌ام را به‌خانه‌خودمان بردیم. من بودم، مادرم، خاله‌ام و دخترش. تا شب قسمت زیادی از جهیزیه‌را چیدیم، بسیار مرتب و منظم.

موقع رفتن در خیابان یکی از فامیل هایمان را دیدیم و به‌خیال اینکه‌او هم از جهاز بُرون من خوشحال شده‌به‌او گفتیم که‌همسایه‌اش شده‌ایم. به‌یک ساعت نرسید که‌تماس ها و پیام های عمه‌و زن عمو و عمو زاده‌ها و عمه‌زاده‌ها و دایی زاده‌ها و این و آن شروع شد، که‌چرا برای مراسم جهاز بُرون ما را دعوت نکردید؟ هر چه‌که‌گفتیم مراسمی نبود جز عرق ریختن و جابجایی وسایل، افاقه‌نکرد و چند تایشان قهر کردند. مادرم هم برای اینکه‌وضع از این بدتر نشود به‌آنها زنگ زد و رسماً ازشان خواست تا فردا برای چیدن باقی وسایل بیایند.

در این گیر و دار مادر و خواهر و زن برادر مسعود هم برای اینکه‌از قافله‌عقب نمانند سر ظهر با یک جعبه‌شیرینی و مقداری میوه‌پیدایشان شد. گروه‌جدید طی یک تبانی ناگفته‌کلاً چیدمان گروه‌قبلی را زیر سوال بردند و با چیدن وسایل ریز و درشت از جمله‌گاز پیک نیک و سیخ های کباب و ... روی میزها و گوشه‌و کنار خانه‌نوعی بی نظمی کسل کننده‌را ایجاد کردند، دلیلشان هم محکم بود «حالا که‌پدر و مادرت زحمت کشیده‌اند و خریده‌اند، چرا مردم نبینند؟» 

آقا و خانم بازیگر

فقط یک هفته‌تا عروسی باقی مانده‌بود که‌فیلمبردار زنگ زد و یاد آوری کرد که‌فردا برای تهیه‌کلیپی که‌قرار است در مراسم عروسی مان برای خانم ها پخش بشود و بعد هم در فیلم عروسی مان بیاید به‌دفتر او برویم. صبح زود راه‌افتادیم و هنوز آفتاب در نیامده‌بود که‌به‌یک منطقه‌کوهستانی رسیدیم. فیلمبردار به‌ما گفت که‌چه‌باید بکنیم ولی من و مسعود که‌تا به‌حال بازیگری نکرده‌بودیم مدام خراب می‌کردیم. یک بار هم نزدیک بود من با مغز از کوه‌به‌پایین سقوط کنم که‌مسعود دستم را چسبید و خوشبختانه‌به‌خیر گذشت. بعد از پایان فیلمبرداری که‌غروب بود مثل دو تا جنازه‌به‌خانه‌هایمان برگشتیم.

عروسی

مراسم عروسی

شب عروسی

با اشک وارد سالن شدم. مهمان ها فکر کردند که‌من از همین اول گریه‌جدایی از پدر و مادر سر داده‌ام اما واقعیت این بود که‌آن لنزهای عسلی لعنتی چشمم را اذیت می‌کرد و بی اراده‌اشکم را جاری می‌کرد. تصمیم گرفتم که‌لنزها را در بیاورم ولی اطرافیان گفتند که‌رنگ چشمان خودت به‌رنگ و لعاب آرایشت نمی خورد و مردم متوجه‌این قضیه‌می‌شوند بنابراین بهتر است تحمل کنی. و این طور شد که‌من در شب عروسی ام به‌خاطر اشک هایم نه‌درست کسی را دیدم و نه‌جایی را!

پای تختی

فردا خیلی از مهمان ها دوباره‌دور هم جمع شدند و کادوهایشان را آوردند. البته‌باز هم من از این مراسم چیزی نفهمیدم چون آنقدر که‌حواس ها به‌گوینده‌ای که‌مقدار و نوع کادوها را اعلام می‌کرد و نویسنده‌ای که‌اقلام را در دفتری یادداشت می‌کرد بود، به‌من که‌چشم هایم به‌خاطر لنز دیشب مثل کاسه‌خون شده‌بود و درد داشت نبود!

خداحافظی

بعد از پای تختی همه‌شال و کلاه‌کردند که‌بیایند و خانه‌عروس و داماد را ببینند. آمدند و بعد از اینکه‌همه‌جا از جمله‌کشوهای فریزر و آفتابه‌لگن دستشویی را چک کردند ما را به‌خدا سپردند و بالأخره‌رفتند.

یک روز بعد

با زنگ تلفن از خواب پریدم. به‌ساعت نگاه‌کردم. باورم نمی شد که‌ساعت دوازده‌باشد. تلفن را برداشتم. مادرم بود که‌می‌گفت دم در فرودگاه‌هستند. آخر ما برای ماه‌عسل ساعت یک ظهر بلیط مشهد را رزرو کرده‌بودیم. مسعود را که‌طفلی هنوز بیهوش افتاده‌بود بیدار کردم. هر کداممان به‌سمتی می‌دویدیم. آن هم در میان اسباب اثاثیه‌ای که‌مدام به‌دست و پایمان گیر می‌کردند. آخر هم یکی از پیاله‌های سرویس آجیل خوری که‌به‌دستور یکی از همان جهاز چین ها روی عسلی کنار در اتاق خواب چیده‌شده‌بود افتاد و خرده‌شیشه‌هایش به‌پای مسعود فرو رفت.

به‌درمانگاه‌رفتیم و با چند بخیه‌برگشتیم. پرواز را از دست داده‌بودیم، حوصله‌کسی را هم نداشتیم. به‌همین خاطر به‌پدر و مادرهایمان گفتیم که‌چون می‌خواستیم شگفت زده‌شان کنیم با یک تور به‌ایرانگردی رفته‌ایم. چند روزی تلفن خانه‌را جواب نمی دادیم، روزها وسایل را مرتب می‌کردیم و شب ها چراغ خاموش رفت و آمد می‌کردیم تا مبادا آن آشنایمان ببیند. البته‌بد هم نشد، در این چند روز حسابی خوابیدیم!

بیشتر بخوانید

راه درست بازگشت به زندگی بعد طلاق

راه درست بازگشت به زندگی بعد طلاق

مهم ترین بخش شناخت خانواده ها قبل ازدواج

مهم ترین بخش شناخت خانواده ها قبل ازدواج

اشتباهی که همه دخترها در انتخاب همسر مرتکب می شوند!

اشتباهی که همه دخترها در انتخاب همسر مرتکب می شوند!

متولدین هرماه سال عشق را چگونه می بینند ؟

متولدین هرماه سال عشق را چگونه می بینند ؟

آیا ازدواج پایان عشق است؟

آیا ازدواج پایان عشق است؟

اصلی ترین تفاوت عشق و دوست داشتن

اصلی ترین تفاوت عشق و دوست داشتن

آسیب های جدی دوستی های خیابانی

آسیب های جدی دوستی های خیابانی

جملات عاشقانه ای که هر زنی دوست دارد از مردش بشنود

جملات عاشقانه ای که هر زنی دوست دارد از مردش بشنود

رفتارهای غلط زن و مرد در روابط زناشویی

رفتارهای غلط زن و مرد در روابط زناشویی

پیامک هایی که نباید به مردان بفرستید

پیامک هایی که نباید به مردان بفرستید
مشاهده

مطالب بیشتر در روابط عاطفی

ازدواج با این مردان عاقبت خوشی ندارد !

ازدواج با این مردان عاقبت خوشی ندارد !

دخترانی که قربانی پیشنهادی دروغین می شوند

دخترانی که قربانی پیشنهادی دروغین می شوند

کلید موفقیت در روابط زناشویی

کلید موفقیت در روابط زناشویی

رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج خوب یا بد؟

رابطه دختر و پسر قبل از ازدواج خوب یا بد؟

بهترین رفتار با همسر پشیمان از خیانت

بهترین رفتار با همسر پشیمان از خیانت

حقایقی بیشتر از ازدواج

حقایقی بیشتر از ازدواج

همسر افسرده تان دوست دارد بدانید که ...

همسر افسرده تان دوست دارد بدانید که ...

از اولین روز زندگی متاهلی این طور رفتار کنید بهتره

از اولین روز زندگی متاهلی این طور رفتار کنید بهتره

دوست خوب سلامت شما را تضمین می کند

دوست خوب سلامت شما را تضمین می کند

عاقبت دوستی های نافرجام و راه حل مشکل

عاقبت دوستی های نافرجام و راه حل مشکل

مطالب مرتبط

عروسی میلیاردی مسعود اوزیل با خواننده مشهور ترکیه ای + تصاویر

عروسی میلیاردی مسعود اوزیل با خواننده مشهور ترکیه ای + تصاویر

کارت عروسی جالب به سبک یک خبرنگار! + عکس

کارت عروسی جالب به سبک یک خبرنگار! + عکس

کارت های عروسی جالب و متفاوت + تصاویر

کارت های عروسی جالب و متفاوت + تصاویر

در یک مراسم عروسی بهاری چی بپوشیم ؟

در یک مراسم عروسی بهاری چی بپوشیم ؟

یک شب عروسی خاص و بیاد ماندنی با تشریفات بهبود

یک شب عروسی خاص و بیاد ماندنی با تشریفات بهبود

مراسم عروسی جنجالی و خطرناک یک زوج! + عکس

مراسم عروسی جنجالی و خطرناک یک زوج! + عکس

آزاده نامداری و شقایق دهقان در عروسی بهاره رهنما؟

آزاده نامداری و شقایق دهقان در عروسی بهاره رهنما؟

کارت عروسی جالب به سبک قبض تلفن در مازندران! + عکس

کارت عروسی جالب به سبک قبض تلفن در مازندران! + عکس

کارت عروسی هنرپیشه های معروف

کارت عروسی هنرپیشه های معروف

نکات مهم انتخاب باغ عروسی برای برگزاری مراسم عروسی

نکات مهم انتخاب باغ عروسی برای برگزاری مراسم عروسی

عروسی سیندرلا در تهران

عروسی سیندرلا در تهران

مراسم عروسی با شکوه یک زوج داخل آکواریوم! + تصاویر

مراسم عروسی با شکوه یک زوج داخل آکواریوم! + تصاویر

اولین تصاویر از سریال مسعود ده نمکی

اولین تصاویر از سریال مسعود ده نمکی

حسرت مسعود فروتن از طلاق همسرش

حسرت مسعود فروتن از طلاق همسرش

جشن عروسی در بیمارستان! + تصاویر

جشن عروسی در بیمارستان! + تصاویر

تزیینات جشن عروسی با ایده های اینستاگرامی

تزیینات جشن عروسی با ایده های اینستاگرامی

جالب ترین و عجیب ترین عروسی های دنیا + تصاویر

جالب ترین و عجیب ترین عروسی های دنیا + تصاویر

محسن تنابنده با گریم جالب در فیلم ایران برگر + عکس

محسن تنابنده با گریم جالب در فیلم ایران برگر + عکس

چه نوع مراسم عروسی برای شما مناسب است؟

چه نوع مراسم عروسی برای شما مناسب است؟

ماجرای فرار تازه داماد از مراسم عروسی! + تصاویر

ماجرای فرار تازه داماد از مراسم عروسی! + تصاویر